حبيب الله الهاشمي الخوئي

63

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

بتحقيق كه در دست مردم حقّ است وباطل است وراست است ودروغ است وناسخ است ومنسوخ است ومحكم است كه معنى آن ظاهر ومتشابه است كه معنى آن مشتبه ومحفوظ است از تحريف وزيادة ونقصان وموهوم است كه غير محفوظ از خطا وخلل وغلط بوده ، وبتحقيق كه دروغ بسته شد بر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم در حال حياة تا اين كه برخاست در حالتي كه خطبه خواند پس فرمود : كسى كه دروغ بندد بر من عمدا پس بايد منزل دهد جاى نشيمن خود را در آتش جهنّم ، وجز اين نيست آورد بتو حديث را چهار كس كه نيست پنجمى از براي آنها : اوّل كسى است كه منافق است كه ظاهر ساخته ايمان را وبخود بسته اسلام را ، پرهيز ندارد از گناه وباك نمىكند از تنگى معصيت دروغ مىبندد بر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم از روى عمد ، پس اگر بدانند مردمان كه أو منافق ودروغگو است قبول نمىكنند از أو ، وتصديق نمىكنند قول أو را ، وليكن ايشان مىگويند كه اين شخص مصاحب رسول خدا است ديده است أو را وشنيده است از أو وأخذ نموده از أو ، پس فرا گيرند قول أو را ، وبتحقيق كه خبر داده است تو را خداى تعالى در قرآن از حال منافقان به آن چيز كه خبر داده ، ووصف فرموده ايشان را بان چيز كه وصف كرده است از براي تو ، پس باقي ماندند آن منافقان بعد از رحلت حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم وتقرّب جستند بسوى امامان ضلالت وگمراهى ودعوت كنندگان بسوى آتش جهنم بسبب دروغ وبهتان گفتن بر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم ، پس گردانيدند ايشان را صاحبان اختيار كارها وحاكمان بر مردان ، وخوردند با دست يكى بودن ايشان مالها را ، وجز اين نيست كه مردمان مايلند بپادشاهان وراغبند بدنيا مگر كسى كه حفظ نمايد أو را خدا ، پس اين كس يكى از آن چهار كس است . دويمى كسى است كه شنيد از حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم چيزى را كه حفظ نكرد آنرا با وجهي كه پيغمبر فرموده بود ، پس غلط كرد در آن وعمدا دروغ نگفت پس آن حديث كه شنيده بود در دست أو بود وروايت ميكرد آنرا وعمل مىنمود